تبليغاتX
عفت ماهباز
 

 

رقص و زن شمالی

 

 

از پگاه تا شام

از بام تا دام

 روز و شب

در خوشی و ناخوشی

با کار و کوشش

روشن می کند چراغ

خانه را با رقص

بر دوش می کشد

بار خانه را

زیبا رقص او

زنده می کند.

روز و رود و سرود و عشق را

ببینید رقص او

 

 

 

 

http://www.youtube.com/watch?v=_TuZSnPrcWk&feature=related

hhttp://www.youtube.com/watch?v=sUwcmDAUYuQ&feature=related

 

http://www.youtube.com/watch?v=V1rt8xTZU1w&feature=related

http://www.youtube.com/watch?v=IPo2vJcfFY0&feature=related

http://www.youtube.com/watch?v=Tffn65vNWvY&feature=related

http://www.youtube.com/watch?v=sZWpru2dtc4

http://www.youtube.com/watch?v=g9wRfhJIKOw&feature=related

http://www.youtube.com/watch?v=yAiFPWgyMXE&feature=related

 

efatmahbas@hotmail.com

+ نوشته شده توسط عفت ماهباز در شنبه پانزدهم تیر 1387 و ساعت 20:37 |
 

 بیانیه۲۲ خرداد

و انتقاد تهمينه ميلاني از سياست "تفکيک جنسيتي" در ایران

 

 بیانیهمدافعان حقوق برابر در ۲۲ خرداد "سالروز همبستگی زنان" چنین به پایان می رسد: در این راه دشوار و طولانی، با هزاران امید و آرزو، دست یاری به سوی همه زنان کشور دراز می‌کنیم و می‌گوییم: «همراه شو عزیز، این درد مشترک هرگز جدا جدا، درمان نمی‌شود.»

 

صدای ماندگار تهمينه ميلاني در جنبش فمنیستی

 

 

از نادر هنرمندانی که در این سالهای دشوار از فمنیسم و جنبش زنان دفاع نموده تهمینه میلانی کارگردان سینمای ایران است. او با ساختن فیلم هایی  با مضمون زنانه و نشان دادن شرایط نابرابرو تبعیض آمیز، آشکارا به نقد قوانین و سنت های عقب مانده،  در قوانین و فرهنگ اجتماعی پرداخت.علاوه بر ان او در نشست ها و مصاحبه هایش نیزبه دفاع از حقوق زن، دفاع ازفمنیسم پرداخته است.برگزیدن واژه فمنیسم و نهراسیدن از این  واژه  و برچسب های پیش روعلیرغم دشوارهایش در ایران،  شیوه تهمینه در چند سال اخیر بوده است. عده ایی دیگر از هنرمندان زن ، در این سال ها اگر چه در میدان عمل و شیوه کارشان فمنیست بودند،  اما شاید واهمه از انگها و برچسب ها سبب آن بوده که این عده از هنرمندان با توجیه و یا توضیح های گوناگون بگویند که فمنیست نیستند و...  در این میان تهمینه میلانی همچنان میدان را خالی نکرده در همه جا صدای او، صدای همراهی با جنبش زنان بوده است. از جمله او درمصاحبه اخیر تلویزیونی اش  در ایران، در باره تفکیک جنسی در پارک ها می گوید:

 

http://uk.youtube.com/watch?v=gsfZfNAllrI

 

http://uk.youtube.com/watch?v=bI85YTW1a6E&NR=1

 

*در بخشی از بیانیه فعالان جنبش زنان و مدافعان حقوق برابر به مناسبت  ۲۲ خرداد "سالروز همبستگی زنان" در زمینه تفکیک جنسی چنین آمده است.

تهاجم گسترده به حقوق فردی زنان و جداسازی‌های رنگارنگ

 

امروز صدهاهزار زن و دختر در سراسر کشور به بهانه «طرح ارتقاء امنیت اجتماعی» مورد تعرض و خشونت قرار گرفته‌اند. بنابر گزارش‌های چند هفته اخیر، در طول دو ماه گذشته، در چارچوب اجرای طرح ارتقاء امنیت اجتماعی، تعداد یک هزار و نود و هشت نفر از زنان بدحجاب، دستگیر شده‌اند (خبرگزاری فارس). این تنها نمونه‌ای از دستگیری وسیع زنان به بهانه طرح ارتقاء امنیت اجتماعی است و بی‌شک آشکارکننده همه خشونت‌های اعمال شده از طریق این طرح بر زنان کشور نیست، چرا که تنها یک مورد از نتایج این طرح به دلیل منجر شدن به مرگ (یعنی پرونده دکتر زهرا بنی یعقوب) در رسانه‌ها انعکاس نسبتا گسترده یافته است، در حالی‌ که ضایعات انسانی، جانی، مالی و حیثیتی این طرح امنیتی بیش از اینهاست.

از سویی ورود به حوزه خصوصی افراد، یعنی گسترش ورود نیروهای امنیتی به خانه‌ها و شرکت‌های خصوصی به بهانه مسائل اخلاقی و «امنیت اجتماعی» رو به گسترش است، و کار تا بدانجا بالا گرفته است که ۸ تن از دختران دانشجو در شیراز به خاطر بدحجابی از دانشگاه اخراج شده‌اند. در کنار این فشارهای غیرقانونی به دختران دانشجو، تفکیک جنسیتی فضاهای دانشگاهی، تفکیک کتاب‌های درسی و سهمیه‌بندی جنسیتی در نظام آموزشی و... با شدت و حدت پیگیری می‌شود. این درحالی است که مشکلات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی همه‌گیر بر زندگی زنان در گروه‌های قومی مختلف و در میان اقلیت‌های مذهبی با شدت و خشونت گسترده‌تری همراه است.. ....

و مدافعان حقوق برابر بیانیه را چنین به پایان رسانده اند: از این روست که در این راه دشوار و طولانی، با هزاران امید و آرزو، دست یاری به سوی همه زنان کشور دراز می‌کنیم و می‌گوییم: «همراه شو عزیز، این درد مشترک هرگز جدا جدا، درمان نمی‌شود.»

لندن عفت ماهباز 

                                                                                                                                       

                                                                                                                           

درج شده در مدرسه فمنیستی:  http://feministschool.com/spip.php?article833

زیزنویس

*پنج‌شنبه  ۲٣ خرداد ۱٣٨۷ -  ۱۲ ژوئن ۲۰۰٨

 

+ نوشته شده توسط عفت ماهباز در یکشنبه دوم تیر 1387 و ساعت 3:18 |
 

                    

چرایی حمایت من از تجمع 22 خرداد

  خود را عضوی از اعضای کمپین یک میلیون امضا می دانم که: در طی مدت کوتاه به «جنبش یک میلیون امضا» حول خواسته های مشخص حقوقی  تبدیل شد و توانست با حضور ده ها زنی که صمیمانه و صادقانه دل به فعالیت، و کار عملی سپرده اند، و با آگاهی از همه تهدیدها و خطر های پیش رو به کارشان تداوم بخشند و توانستند در سطح یک جنبش نسبتا وسیع، در ایران و جهان مطرح شوند.

چرایی حمایت من از تجمع 22 خرداد، از چه روست آیا جزو حامیان این حرکت به شمار می آیم؟ یا خود جزوی از آن مجموعه ای هستم که در طی دوسال، با حضوری پر رنگ به اعتراض به قوانین نابرابر پرداختند. من خود را عضوی از آن مجموعه بزرگ می شمارم که همراه و حمایت گر این حرکت بزرگ در این دنیای بی مرز اینترنتی بودم. گویی فاصله و مرز و دیوارها با کمک اینترنت از بین می رود، من از لحظه به لحظه حرکت 22 خرداد که منجر به حضور پر رنگ جنبشی نوین در ایران، یعنی«کمپین یک میلیون امضا» شد، مطلع بودم. شور حرکت فعالان این جنبش چنان بالا بود که چرخ های حرکتش مرا همچون بسیاری با خود همراه کرد از این رو خود را عضوی از جنبش یک میلیون امضا می دانم که رسیدن به خواسته های آن نه تنها آرزوی زنان در ایران بلکه آرزوی ده ها هزار زن ایرانی در سراسر جهان است که امروز به دلایل مختلف پراکنده اند.

من خود را عضوی از جنبش یک میلیون امضا می دانم که: دستاوردهای آن در کوتاه مدت، مثبت، فرهنگ‎ساز و آگاهي‎بخش بوده است، حتی اگر حاصل کارشان به زودي زود منجر به تغيير و تحول در قوانين منجر نشود. زنان با این حرکت تلاش کردند مسئله برابری را به خواستی عمومی و همگانی بدل کنند. بسیج افکار عمومی و بسیج اجتماعی و نشان دادن ریشه های تبعیض، حاصل کار فعالان «کمپین یک میلیون امضا» است. تلاش برای تبدیل قوانین دموکراتیک انسانی به خواست عمومی زن و مرد و فرهنگ سازی بر مبنای تلاش های عمومی سبب می شود بتوانیم خواسته هایمان را نهادینه کنیم و به تصویب برسانیم چرا که بر بستر جامعه ای که استقرار قوانین دموکراتیک به خواست عمومی زن و مرد بدل شده وتبدیل به فرهنگ گشته است راحت تر می توان به گسترش رهائی دامن زد.

من خود را عضوی از کمپین یک میلیون امضا می دانم که: در طی مدت کوتاه به «جنبش یک میلیون امضا» حول خواسته های مشخص حقوقی تبدیل شد و توانست با حضور ده ها زنی که صمیمانه و صادقانه دل به فعالیت، و کار عملی سپرده اند، و با آگاهی از همه تهدیدها و خطر های پیش رو به کارشان تداوم بخشند و توانستند در سطح یک جنبش نسبتا وسیع، در ایران و جهان مطرح شوند. فعالان «جنبش یک میلیون امضا»، موفق به بردن آگاهی و عمیق تر نشان دادن تبعیض جنسیتی و عدم برابری در بین توده زنان شدند که نتیجه آن بالا بردن آگاهی توده زنان و کادر سازی در بین جوانان برای جنبش زنان شد. داشتن برنامه حداقل برای فعال ماندن سویه دیگر این حرکت است. از این طریق آنها توانستند به مردم جهان نشان دهند که حضوری آگاهانه در جامعه دارند. آنها نشان دادند که به حقوق نابرابر معترضند و خواستار تغییر حقوقشان در راستای برابری، طبق استاندارد های بین المللی در چارچوب حقوق بشر هستند.

من خود را عضوی از جنبش مستقل زنان می دانم که: که امروز در«جنبش یک میلیون امضا»، تبلور یافته و از فعالترین جنبش های مردمی ایران است که فعالان آن، با مبارزات مدنی ومسالمت آمیز خویش در دو دهه اخیر نشان دادند که زنان با استفاده از روش های صلح آمیز در پی یافتن راه حل و اثبات حقانیت تاریخی خواسته هایشان از هیچ تلاشی فرو گذار نمی کنند و برای آن هم حاضر به پرداخت هزینه هستند. وزارت اطلاعات با دستگیری و فرا خواندن فعالان جنبش زنان به دادگاه انقلاب، با تهدید و اخراج از دانشگاه و محل کار و با خانه نشین کردن آنها، از جمله ندادن مجوز برای نشست های کمپین، بازخواست فعالان و حامیان کمپین برای در اختیار نهادن منزل خود برای نشست ها، دستگیری فعالان کمپین در ماه های گذشته و دادن حکم زندان برای برخی از آنان، فیلترینگ مداوم سایت کمپین و بستن سایت مدرسه فمنیستی، و در اختیار نگذاشتن هیچ تریبون داخلی برای آنها، عرصه زندگی را بر آن ها تنگ کرده است. اما...

من خود را عضوی از جنبشی می دانم که: حاصل کارش، صدها صفحه نوشته از فعالیت های «چهره به چهره» با مردم است. در این مدت بارها سایت هایشان فیلتر شد، اما همان روز با نامی دیگر دوباره به راه انداخته و در دسترس همگان قرار گرفت.

شیشه ای بودن ویژگی بزرگ این جنبش است که برخلاف بسیاری از سازمان های سیاسی موجود در گذشته و اکنون، تصمیم ها پشت درهای بسته صورت نگرفته، تصمیم گیری ها و نتایج آن، در آن واحد در اختیار همگان قرار گرفته است. من خود را عضوی از جنبشی می دانم که: فعالان آن کوشیدند و توانستند بحث برابری زن و مرد را در جامعه عمومی کنند در مواردی چون مسئله حضانت، ارث، دیه، شهادت، سن ازدواج و طلاق را به بحث اجتماعی بکشانند. من خود را عضوی از جنبشی می دانم که: حاصل کار ش،حضور پر رنگ و پر تداوم ده ها فعال زنی است که اتفاقا بعد از انقلاب به دنیا آمده اند؛ آنها ما را به آینده پیوند زدند زنان با عملگرایی و رفتن به میان مردم برای جمع آوری «یک میلیون امضا»، با حضوری تعیین کننده، توانستند برای بقای جنبش زنان و برای آینده تجربه بسیار خوب و مثبتی به یادگار گذارند.                                                                                                      

سه شنبه21 خرداد 1387

 efatmahbas@hotmail.com

C:\Documents and Settings\Effat.EFFAT-A7EBE10A6\Desktop\تغییر برای برابری عفت ماهباز.htm

پی نوشت: *22 خرداد 1384 سالگرد تجمع زنان، در مقابل دانشگاه تهران است. در همان سال در اسفند 1384، پلیس با چوب و چماق و دستگیری تعدادی از زنان، از تجمع زنان (در 8 مارس) در پارک دانشجو، جلوگیری به عمل آورد بدنبال آن در 22 خرداد سال بعد(1385) در سالگرد همبستگی زنان در این روز، تجمع گروه هایی از زنان در میدان هفت تیر، با همراهی جنبش دانشجویی و سندیکایی و دیگر فعالان جنبش های مدنی این بار توسط "پلیس ویژه زن" به خشونت کشیده شد. 13 اسفند 1385 ، سی و سه نفر از فعالان جنبش زنان را در خیابان معلم در جلوی دادگاه انقلاب دستگیر کردند، این تجمع در اعتراض به تشکیل دادگاه برای برخی از فعالان این جنبش از جمله نوشین احمدی و پروین اردلان ، سوسن طهماسبی و شهلا انتصاری صورت گرفته بود. در پی اعتراضات جهانی، این عده را در روز 8 مارس آزاد کردند. و سرانجام در گردونه این مسائل، نشست و همفکری ها برای راه حل، حرکت ها 22 خرداد آغاز گر حرکت " کمپین یک میلیون امضا" شد.

 

+ نوشته شده توسط عفت ماهباز در پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387 و ساعت 3:42 |
 

 ایو سن لوران

 برابری در پوشش

 

ایو سن لوران بزرگترین طراح لباس خدای خلاق و افسانه ایی مد قرن بیستم ، در دهه شصت در اوج شرایط ویژه زنان با نوآوری در طراحی کت و شلوارهای شیک و راحت برای زنان شاغل هم زمان با تغییر نقش آنان در جامعه، تحولی عظیم در پوششان ایجاد نمود  

 

عصری است از عصرهای بارانی لندن. بارانی.که با جسم جان زندگی آدمی در این دیار پیوند دارد. صبح از خانه به قصد کار بیرون می زنم . لباس مناسب باران و سرمای خاص این فصل از سالُ کت شلواری است که قبل از شیکی راحت است برای کار.

غروب ، باران شدید تر شده .باران گیرنازکی را روی کت و شلوار می پوشم. راهی برای  نفوذ باران نمانده. به ایستکاه می رسم جمعیت زیادی در انتظار رسیدن قطار در پناهی ایستاده اند. زیر باران قدم می زنم ناگهان نکته ایی توجهم را جلب می کند. ،دستانم در جیب شلوارم پناه جسته از گزند باران و یا شاید راحتی بیشتر احساس خوشایندی دارم، چه راحتم در این جامه.،درعوض پوشش دست و پاگیرزنان دیارم غم آور است . به دور وبرنظر می کنم  زنان و مردان با پوششی مشابه با رنگ های کوناگون، حتی برخی با روسری دست در جیب کت یا شلوارشان ایستاده اند

بی اختیار به یاد "ایو سن لوران بزرگترین طراح لباس قرن بیستم خدای خلاق وافسانه ایی مد ، این دوران می افتم او در دهه شصت در اوج شرایط ویژه زنان با نوآوری در طراحی کت و شلوارهای شیک و راحت برای زنان شاغل هم زمان با تغییر نقش آنان در جامعه تحولی عظیم در پوششان ایجاد نمود. لباس راحتی که گویی قرن ها اینگونه می پوشدیم .این  احساس راحتی را، مردی به یاد گار گداشت که در خلق کارهایش می گفت "من از بدن زنان الهام می گیرم""مد بنا نیست زنان را زیبا سازد بلکه باید به آنها اعتماد به نفس بیشتری ببخشد و با وجود خویش آشتی دهد."

 

 ایو سن لوران یکشنبه گذشته به دنبال یک بیماری طولانی در سن 71 سالگی در پاریس درگذشت او در سال ۱۹۳۶ میلادی در الجزایر،که هنوز در استعمار فرانسه قرار داشت، متولد شد. در سن 17 سالگی به پاریس رفت ، در 21 سالگی طراح اصلی مزون دیور شد و چهره صنعت پوشاک جهان را متحول کرد ایو سن لوران در طی حدود نیم قرن فعالیت هنری.مکررا درونمایه های قومی و نژادی را در لباس های خود به کار می برد او با زیبایی رنگ های روشن در تقابل با مشکی در هم می آمیخت. او از جمله اولین طراحان مد لباس بود که از خلق و طراحی لباس های ویژه برای افراد خاص پا فراتر گذاشت و پوشاک "شیک" برای مردم کوچه و بازار هم ارائه کرد

 

 نخستین عطر زنانه ایو سن لوران در سال 1964 به بازار عرضه شد.عطر بسیار محبوب Opium در خاطره های عشاق زمزمه گر نام جاویدان اوست.  ایو سن لوران نخستین کسی بود که در تابستان 1996، مجموعه لباس زنانه خود را به طور زنده در اینترنت به نمایش گذاشت. او معتقد بود  که او آخرین طراح واقعی لباس زنانه است

 

 

 

 

efatmahbas@hotmail.com

 

 

 

+ نوشته شده توسط عفت ماهباز در یکشنبه نوزدهم خرداد 1387 و ساعت 14:3 |
 

اکرم مهدوی،میخواهم زنده بمانم!

زندگي اکرم و در واقع دخترش 60 ميليون تومان قيمت گذاشته شده .او دست کمکش را به سوی همه آدم های در ساحل نشسته دراز کرده است دیگر وقت چندانی ندارد اگر کمک ها نرسد، شاید در چهارشنبه ایی نه چندان دور... 

 

اکرم مهدوی در آستانه اعدام است او زن جوان ۳۲ ساله ای است با هزاران ارزوهای کوچک و بزرگ،. تا کلاس پنجم سواد دارد در سیزده سالگی هنوز باید کودکی می کرد که پدر او را بر سر سفره عقد با پسر دایی اش نشاند.و به خانه بخت سیاهش فرستاد. در هیجده سالگی، پسردايي، به دنبال زني ديگر رهايش کرد و او به اجبار طلاق گرفت دومین ازدواجش در سن بیست سالگی با مردی 68 ساله ایی بود که به قیمت 250 هزار تومان، اکرم را با کمک سيلي و تهديد پدر، خرید. مردي که اکرم درباره او مي گويد "خجالت مي کشيدم بگويم اين مرد همسر من است. او ‏همسن پدر يا پدربزرگم بود" دو ازدواج ا در سنين پائين اجباری و ناخواسته دوبار تقاضاي طلاق کرد و هر دوبار تقاضایش رد شد.اکرم شوهرش را با کمک مرد جوانی که بنا به گفته وکيلش: «به تحريک اين مرد جوان»، به قتل می رساند در سال ۸۲ به اتهام قتل شوهر ۷۴ ساله اش بازداشت می شود اکنون چهار سال است که اکرم در زندان به سر می برد. دادگاه برای او حکم اعدام صادر کرده و ديوانعالی کشو ر نیز اين حکم را تائيد کرده است.اکرم از همسر اولش يک دختر شانزده ساله دارد که شرمنده و نگران به انتظار سرنوشت .تلخ مادر نشسته است.

.

مينا جعفری وکيل مدافع اکرم مهدوی می گويد : خانواده مقتول فقط به شرط پول حاضر به رضايت شده اند. مبلغي هم که پيشنهاد داده اند، خيلي زياد است. آنها 60 ميليون ‏تومان خواسته اند که تقريبا دو برابر ديه انسان کاملاست «الان پروند در اجرای احکام دادسرای جنائی است وبايد برود پيش رئيس قوه قضائيه تا بتوانند حکم را اجرا کنند ما تمام سعی خودمان را می کنيم که خانواده مقتول رابرای پرداخت ۶۰ ميليون ديه راضی کنيم و اين امر فقط با همکاری مردم ميسر می شود.خانواده اکرم وضع ماليش اصلا خوب نبوده ونيست وبه همين دليل هم نمی توانند کمک کنند» زندگي اکرم و در واقع دخترش 60 ميليون تومان قيمت گذاشته شده .او دست کمکش را به سوی همه آدم های در ساحل نشسته شادو ناشاد دراز کرده است دیگر وقت چندانی ندارد، اگر کمک ها نرسد، شاید در چهارشنبه ایی نه چندان دور... 

اکرم مهدوی در نامه ای جهت پرداخت دیه و رهایی از اعدام، درخواست کمک نموده است. متن نامه به شرح زیر است:

باسلام و احترام

احتراماً بدین وسیله به استحضار می رسانم اینجانبه، زندانی، "الف.م"، 32 ساله به اتهام قتل شوهر 74 ساله ام مدت چهار سال و نیم در زندان اوین بسر می برم. آنچنانکه شنیده ام اوایل سال 87، اجرای حکم اعدام را در پیش رو دارم.

شاکیان پرونده ام شرط گذاشته اند که با دریافت مبلغ 60 میلیون تومان، رضایت خود را اعلام کنند. اما من و خانواده ام فاقد استطاعت مالی برای پرداخت این مبلغ به شاکیان هستیم و نمی توانیم این مبلغ را تهیه نماییم. دارای یک دختر 17 ساله هستم و همچنین دچار بیماری صرع می باشم . دخترم اکنون مشغول به تحصیل بوده و نیاز زیادی به حضور مادر دارد. اما متاسفانه در این مدت فقط یک بار توانسته ایم همدیگر را ببینیم. دخترم به کسی جز من نمی تواند اتکا کند و با مرگ من، تکیه گاهش را از دست خواهد داد. لذا خواهشمندم چنانچه در توان و امکان مالی شما مردم عزیز باشد، برای زنده ماندن این حقیر کمک مالی نمایید.

با احترام

جمعی از فعالان حقوق بشر و مدافعان حقوق زن در ایران کمپين کمک به اکرم مهدوی راه انداختند ، آنها قصد دارند با جمع اوری کمک مالی و پرداخت آن به شاکيان پروند، از اعدام وی جلوگيری کنند.اما تاکنون کمک چندانی نتوانستند جمع آوری کنند. مينا جعفری وکيل مدافع اکرم مهدوی در باره این کمک ها می گويد:

مقدارش خيلي کم است! چيزي حدود 3 ميليون و نيم. وعده هايي داده شده بود که هيچ کدامش محقق نشده. کمکهايي هم که تا کنون جمع ‏آوري شده، همگي از داخل کشور بوده. با توجه به فرصت کمي که براي اکرم باقي مانده، خواهشم از کساني که در بيرون ‏از ايران زندگي مي کنند و مي خواهند به او کمک کنند اين است که با توجه به مشکلاتي که سيستم بانکي کشور ما در ‏ارسال و دريافت پول از خارج دارد، کمکهايشان را از طريق افراد داخل کشور به شماره اعلام شده واریز کنند. ‏

شماره حساب وکیل اکرم که برای جمع آوری دیه برای اکرم باز شده است::

"حساب سيبا به شماره 0302917750001 نزد شعبه مبارزان بانك ملي "

عفت ماهباز لندن

efatmahbas@hotmail.com

 

 

+ نوشته شده توسط عفت ماهباز در پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 5:21 |

 

اعتصاب غذای دانشجویان

 

 

 

پس از گذشت هشت روز

 

دانشجویان دانشگاه صنعتی سهند تبریز که از پنجشنبه هفته گذشته در اعتراض به نحوه برخورد مسئولان دانشگاه، بویژه مسئولان حراست با دانشجویان و اعمال برخی محدودیتها بر دانشجویان به  تحصن و اعتصاب غذا دست زده بودند. اعلام کردند که نوزده تن از آنان بر اثر اعتصاب غذای ممتد به بیمارستان منتقل شده اند، دو تن از ایشان دچار تشنج شده اند و یکی از دانشجویان دختر تا پای مرگ پیش رفته است.

این دانشجویان خواستار استعفای حسین زاهد، معاون دانشجویی و فرهنگی دانشگاه صنعتی سهند و آقای حسینی، رئیس حراست دانشگاه، عذرخواهی رسمی فرزان قالیچی، معاون آموزشی دانشگاه، بررسی عملکرد کمیته های انضباطی دانشگاه، عدم تفکیک جنسیتی و عدم تبعیض میان فعالیتهای تشکلها و کانونهای دانشجویی اند دانشجویان معترض می گویند  کارمندان دانشگاه به چند دانشجوی دختر "هتک حرمت" کرده اند اما حراست دانشگاه به جای برخورد با این کارمندان به "لاپوشانی" ماجرا پرداخته و هنگامی که دانشجویان دختری که به آنان "هتک حرمت" شده بود به وی مراجعه کردند، آنها را تهدید کرده است. در مورد رفع تبعیض جنسی دانشجویان دانشگاه صنعتی سهند می گویند که در اجرای برنامه های فرهنگی، از جمله موسیقی، محدودیتهای فراوانی بر دانشجویان دختر اعمال می شود، مسئول خوابگاه دختران بدون اجازه به اتاقهای دانشجویان دختر سرکشی و نوع پوشش آنان را در اتاقهایشان کنترل می کنند.  

نامه ی سرگشاده ی متحصنین دانشگاه صنعتی سهند تبریز خطاب به وزیر علوم،

بسمه تعالی ، اکنون که در ششمین روز از تحصن قرار داریم، هنوز مسئولین دانشگاه ما پاسخگوی نیازها و خواسته های بر حقمان نیستند. دانشجویان معترض این دانشگاه در راستای اهداف برحق خود بیش از ۱۲۰ ساعت در ساختمان های این دانشگاه متحصن شدند؛ اما دریغ و افسوس که بیش از ٣ روز است که ریاست دانشگاه، دکتر چناقلو با بی تفاوتی با مسئله برخورد نموده اند. دکتر چناقلو پس از گذشت بیش از ٨۰ ساعت از اعتصاب غذای یارانمان و منتقل شدن ۱۷ تن به بیمارستان، هنوز پاسخگوی توهین ها، کوتاهی ها، اشتباهات و بی کفایتی های معاونان خود نیست. گویا آقایان مسئول، دانشگاه و دانشجو را که نزدیک به یک دهه مسئول آن هستند، جزء مایملک خود می پندارند.

چگونه است که معاون دانشجویی-فرهنگی دانشگاه به راحتی می تواند دانشجویان را مورد توهین، تحقیر و هتاکی قرار دهد؟

مگر نه این است که مسئول خدمت گذار مردم در جمهوری اسلامی، بایستی خود را در مقابل مردمش پاسخگو بداند؟

چگونه است که بیش از ۵ روز، جمعی افزون بر ۱۲۰ نفر حاضر شده اند شب خود را در هوای سرد و زمین سخت ساختمان های دانشگاه به روز برسانند اما ریاست دانشگاه دکتر چناقلو برای بررسی مشکلات این جمع حتی در بین شان حضور نیز نیافته اند؟
چگونه است که در فاصله ی چند ساعت، بیش از
۵۰۰ نفر از یک دانشگاه بسیار کم جمعیت، نامه اعتراض آمیزی علیه معاونت دانشجویی-فرهنگی دانشگاه امضا می کنند ولی هیچ مسئولی پاسخگو نیست؟

آیا جز این است که این جمع متحصنِ خشمگین، از توهین ها، تحقیرها و بی کفایتی های مدیران به ستوه آمده اند؟

آیا صدور احکام سنگین کمیته ی انضباطی با دلایل واهی چیزی جز بی اعتنایی مسئولین به آینده ی این عزیزان است؟

رئیس دانشگاه نه تنها در این مدت حتی پاسخ ما را نداده بلکه اقدام به اظهاراتی در رسانه های رسمی و قانونی کشور نموده اند، که مغایر با حقیقت خواسته های دانشجویان معترض و رخدادهای این چند روز تحصن در دانشگاه بوده است، تا بلکه بتواند از زیر مسئولیت های خود شانه خالی نماید. پس از گذشت این پنج روز، ریاست دانشگاه دکتر چناقلو، همچنان جوابگوی عملکرد ضعیف معاون دانشجویی-فرهنگی خود نیست؛ در حالی که خواسته اصلی جمع متحصن استعفای ایشان است.

جناب آقای وزیر، ما به عنوان جمع متحصن، از شماو دیگر مسولان ذیربط کشوری خواستار رسیدگی و پی گیری هرچه سریعتر مشکلات حاکم بر دانشگاهمان هستیم. ما دانشجویان متحصن خواستار اتخاذ تصمیم مناسب و مقتضی از سوی شما هستیم تا مشکلات ناشی از بی کفایتی مسئولان دانشگاهمان حل گردد.

و من الله توفیق
دانشجویان متحصن دانشگاه صنعتی سهند تبریز
رونوشت:
نهاد ریاست جمهوری اسلامی ایران
دفتر معاونت سیاسی استانداری آذربایجان شرقی
دفتر ریاست دانشگاه صنعتی سهند
دفتر خبرگزاری های رسمی و روزنامه های کثیر الانتشار کشور

 

+ نوشته شده توسط عفت ماهباز در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 3:26 |
خديجه مقدم آزاد شد

 

تغییربرای برابری:خديجه مقدم عضو كميته مادران كمپين يك ميليون امضا و مادران صلح بعد از نه روز بازداشت در بازداشتگاه وزرا، ساعت شش بعد از ظهر امروز در ميان استقبال خانواده و دوستان و جمعي از اعضاي كمپين از زندان آزاد شد.

اين عضو كمپين كه هفته گذشته با ورود مأموران پليس امنيت به منزل شخصي اش بازداشت شده و هفت روز در سلول انفرادي بازداشتگاه وزرا به سر مي برد ديروز با تبديل قرار وثيقه يكصد ميليون توماني به قرار كفالت به زندان اوين منتقل شد. اين در حالي است كه ديروز با وجود انجام كليه امور اداري مربوطه ، به بهانه عدم ارسال نامه آزادي از دادياري امنيت دادگاه انقلاب، خديجه مقدم به زندان اوين منتقل شده ويك شب را نيز در بند عمومي به سر برد.

اين در حالي بود كه روز گذشته به رغم پذيرش كفالت و صدور دستور آزادي وي هيچ اطلاعي از محل بازداشت و وضعيت او به خانواده و وكلايش داده نشد و خانواده خديجه مقدم به همراه جمعي از اعضاي كمپين تا ساعت ده و نيم شب روبه روي زندان اوين منتظر آزادي يا كسب اطلاعي از وضعيت وي بودند كه در نهايت او طي تماس تلفني انتقالش به بند عمومي زندان اوين را اطلاع داد.

+ نوشته شده توسط عفت ماهباز در پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387 و ساعت 3:0 |
 

"مادرصلح" ایران را آزاد کنید

خدیجه مقدم فعال کمپین یک میلیون امضا و کمیته مادران کمپین بازداشت شد

خدیجه مقدم رادر حالی دستگیر می کنند که او بخشی زیادی از زندگیش را وقف تلاش برای ماندگاری صلح در کشور و نجات طبیعت و جان آدمی از اعدام نموده است از این رو،بسیاری  او را مادر صلح ویا مادر طبیعت می نامند. او از پيشگامان حفظ محيط زيست در ايران و از طرفداران واقعي صلح و مخالفان جنگ و خشونت و اعدام است.
 

سال گذشته،سال دستگیری گسترده فعالین جنبش زنان بود در طی زمانی کوتاه بیش از پنجاه تن از فعالین برابری خواه جنبش یک میلیون امضا را تنها به جرم جمع آوری یک میلیون امضا وگسترش بحث برابری زن و مرد در جامعه، به اتهام اقدام عليه امنيت ملي و تشويش اذهان عمومي و تبلیغ عليه نظام جمهوري اسلامي ايران دستگیر نموده و با درخواست وثیقه سنگین صد میلیون تومانی آنها را زندانی نمودند. امروز برخي از اين فعالان به قيد وثيقه آزاد هستند و برخي ديگر از آنان از جمله پروين ‏اردلان، ممنوع الخروج شده است. بی شک دستگیری خدیجه مقدم فعال حقوق بشر؛ عضو كميته مادران و كمپين یک میلیون امضا در روز سه شنبه 20 فروردین* درآغاز سال جدید ادامه همآن سیاست گدشته است

خدیجه مقدم رادر حالی دستگیر می کنند که او بخشی زیادی از زندگیش را وقف تلاش برای ماندگاری صلح در کشور و نجات طبیعت و جان آدمی از اعدام نموده است از این رو،برخی او را مادر صلح و برخی دیگر او را مادر طبیعت می نامند. او از پيشگامان حفظ محيط زيست در ايران و از طرفداران واقعي صلح و مخالفان جنگ و خشونت و اعدام است؛ او برای گرفتن  رضایت از اولیای دم به منظور جلوگیری از  اعدام جوانان و زنانی که خود قربانی آسیبهای اجتماعی بوده‌اند تلاش های شبانه روزی و بی وقفه داشته است

 خدیجه مقدم در حوزه زنان و كودكان و همچنین محیط زیست فعالیت داشت وی همچنبن یکی از فعالین با تجربه انجمن های غير دولتي در ایران است. او در راه اندازي فرهنگسراي زنان بم نقش موثري داشت و به عنوان عضو كميته مادران كمپين یک میلیون امضا به هنگام دستگيري جلوه جواهري و مريم حسين خواه و دیگر زندانیان سیاسی تلاش زیادی برای آزادی شان انجام داد. برخي از اين فعالان نيز به قيد وثيقه آزاد هستند و برخي ديگر از آنان از جمله پروين ‏اردلان، ممنوع الخروج شده اند.

خديجه مقدم درباره علت بازداشت خود گفت: "اعتراض شان به برگزاري‎ ‎برخي از مهماني ها و نشست ها با ‏اعضاي کمپين در منزل من بود که گفتم حق دارم در‎ ‎خانه خودم عروسي وعزاداري و مهماني... داشته باشم. بازپرس ‏پرونده همچنين خواست که اسامي 7 يا 8 نفر از اعضاي کمپين را که به خانه ام رفت و آمد دارند، به آنان بدهم. در ‏جواب گفتم که اسم کسي را نمي برم چون اين کار را اخلاقي نمي دانم بعد هم کار‏ مخفي که نمي کنيم، همه را خودتان ‏مي شناسيد."‏

 ‏ وي در مورد اتهامش گفت: "اتهامم را‎ ‎تبليغ عليه نظام، تشويش اذهان عمومي و اقدام عليه امنيت ملي اعلام کردند و ‏برايم‎ ‎وثيقه 100 ميليون توماني صادر کردند. گفتم اين ميزان وثيقه را ندارم، پاسخ دادند يک‎ ‎هفته مي روي زندان و بعد ‏هم اسم افراد را مي دهي و هم وثيقه را. در آخر در مورد‎ ‎آخرين دفاع نوشتم که نحوه زندگي من دفاعيه من است و به ‏آنها گفتم اين شماييد که با‎ ‎برخوردهايتان عليه امنيت ملي عمل مي کنيد."‏

بخشهایی از مصاحبه آقای خسرو شاهی همسر خدیجه مقدم با سایت برایری:

آقای خسرو شاهی به نظر شما دلیل بازداشت خانم مقدم چیست؟

این اولین بار نیست که همسرم را بازداشت می کنند . چندین بار او را از پلیس امنیت احضار کردند و رفت و پاسخ هم داد. او فعال جنبش زنان، عضو کمیته مادران کمپین، عضو مادران صلح، فعال محیط زیست و موسس تعاونی های زنان خود سرپرست و توانمند سازی زنان است و در بسیاری از فعالیت های انجام شده برای بازسازی بم و بهبود وضعیت زنان در این منطقه مشارکت کرده است. هربار که یکی از بچه های کمپین را بازداشت می کنند او و مادران دیگر برای آزادی آنها بسیار تلاش می کنند . همین چند روز پیش به همراه خانم عبادی دیداری نوروزی با خانواده فعالان دانشجویی و کارگری و خانواده زهرا بنی یعقوب داشتند. او تمام زندگی اش را صرف برابرخواهی و صلح خواهی کرده است . واقعا باید به جای دستبند به دستهای این زن بوسه بزنند.

- خانم مقدم به شما گفتند که در چه موردی بازجویی شده اند ؟

 دیروز وقتی او را دیدم گفت در مورد مهمانی ها و دیدارهایی که در خانه ما با مادران و اعضای کمپین یک میلیون امضا ویا مادران صلح داشته و از او خواسته اند که نام کسانی را که به خانه اش رفت و آمد دارند بگوید که همسرم چنین کاری را هرگز اخلاقی نمی داند و حرفی نزده است. در ضمن گویا از او پرسیده بودند که چرا به دیدار خانواده اسانلو رفته است که گفته بود مادرش دوست اوست و خیلی طبیعی است که برای عید دیدنی به خانه او برود و اساساً حمایت از فعالان جامعه مدنی از وظایف اوست.

.<p>http://campaigndarband.blogfa.com 

لندن عفت ماهباز

efatmahbas@hotmail.com

 

زیرنویس

تغییر برای برابری - صبح امروز سه شنبه 20 فروردین 1387 ماموران پلیس امنیت با ورود به منزل خدیجه مقدم فعال جنبش زنان و کمپین یک میلیون امضا و از اعضای کمیته مادران کمپین، او را بازداشت و به پلیس امنیت عشرت آباد منتقل کردند. پس از بازجویی در آنجا، او به دادیاری امنیت دادگاه انقلاب برده شد و پس از بازجویی مجدد به دستور قاضی سبحانی، برای وی قرار بازداشت موقت و وثیقه صادر شد. خدیجه مقدم را برای انجام مراحل اداری، دوباره به پلیس امنیت برده و سپس به بازداشتگاه وزرا منتقل شد

 

 

 

اعتراض حدود 600 فعال و كنشگر جامعه مدنی به دستگیری خدیجه مقدم

 

  گویا سال جدید، چنانکه از طلیعه‌اش پیداست، سال  برخورد با فعالان سياسي و كنشگران جامعه مدني است. در نخستین ماه این سال، یعنی در روز سه شنبه 20 فروردین،  ماموران انتظامی خدیجه مقدم را در منزل مسكوني اش دستگير و با قرار وثيقة  يك ميليارد ريالي روانه بازداشتگاه وزرا کردند.

خديجه مقدم اين مادر 56 ساله که سالها در عرصه های گوناگون جامعه مدني از جمله محیط زیست، جنبش زنان و استقرار حقوق بشر و صلح در ايران و جهان تلاشي مستمر و خستگي‌ناپذير داشته در شرايطي با اتهامهاي گوناگون مواجه شده است كه، بنا بر گزارشها، در برابر درخواست غيرقانوني ماموران دادستاني مبنی بر معرفي 8 تن از فعالان مدنی که به خانه او رفت و آمد می کردند مقاومت كرده و اقامت در زندان را ترجيح داده است. 

مقدم فعال جدی محیط زیست است؛ او در اين عرصه از پيشگامان حفظ محيط زيست در ايران به شمار  مي‌رود. از جمله فعالیتهای وی در این عرصه می‌توان به موارد زیر اشاره کرد: همکاری با شهرداریهای مختلف كشور برای آموزش تفکیک زباله در سطح شهر تهران و شهرستانها، به روش چهره به چهره، برگزاری سخنرانی و کارگاههای آموزشي گوناگون براي حفظ محيط زيست. اوعضو جمعیت زنان مبارزه با آلودگی محیط زیست، معترض همیشگی تخریب جنگلهای تهران و شمال ايران، مشوق و آموزگار  زنان کیان شهر برای تأسیس آشپزخانه عمومی غذای سالم بوده است. او سالها در زمینه کارآفرینی برای زنان و تشکیل تعاونیهای زنان نقش‌آفرين بوده.

  مقدم فعال خستگی ناپذیر جنبش زنان است؛ او در عرصة جنبش زنان از مبتكران راهها و روشهاي مسالمت آميز براي رسيدن به حقوق برابر و ارتقاي سطح كار و زندگي زنان به روشهاي شرافتمندانه است و  همواره برای تغییر قوانین تبعیض آمیز بر ضد زنان تلاش کرده است. مقدم از فعالان کمپین یک میلیون امضا و عضو کمیته مادران این کمپین است.

  مقدم فعال دلسوز حقوق بشر است؛ او حقوق بشر را امري همه جانبه دانسته و در تمام زمينه ها در جهت دفاع، حفظ و ارتقاي حقوق بشر تلاش كرده است. از جمله فعالیتهايش حضور گسترده در بازسازی بم و ايجاد فرهنگسرا براي بانوان،  حمایت بی دریغ از آسیب دیدگان اجتماعی و خانواده هاي آنها بوده است كه در كنار  دفاع از حقوق محرومان و اقشار فرودست جامعه  صورت گرفته و همواره زبانزد خاص و عام بوده است.

  مقدم یک مادر صلح و از مخالفان واقعي جنگ و خشونت و اعدام است؛ او یکی از صلح طلبان جامعه مدنی است که بارها با نوشته‌ها و سخنرانیهای خود خشونت و جنگ طلبی ارباب قدرت را در جهان به نقد کشیده و از شرکت در حرکتهاي اعتراضي ضدجنگ دریغ نکرده است. او در راه حفظ جان انسانها شبها و روزها راه شهرستانهای دور و نزدیک را پیموده تا با گرفتن  رضایت از اولیای دم از  اعدام جوانان و زنانی که خود قربانی آسیبهای اجتماعی بوده‌اند جلوگیری کند.

  اکنون، این بانوی فعال جامعه مدنی ، با چنين پيشينه‌اي با اتهام "اقدام علیه امنیت ملی" و "تشويش اذهان عمومي" مواجه و زنداني شده است. چه كسي باور مي‌كند كه خديجه مقدم امنيت ايران را به هم مي زند و موجبات تشويش اذهان ايرانيان را فراهم مي‌آورد؟ او، به هنگام دستگیری، در برابر این اتهامها در مقام دفاع از خود بهترین گواه را بر بی‌گناهی خویش آورده: "زندگی من بهترین گواه من است".

  انتظار و خواست ما اين است: "هر چه زودتر به بازداشت غيرقانوني خدیجه مقدم، این بانوی خير، نيك انديش، برابری خواه، صلح طلب و كنشگر جامعه مدنی ایران خاتمه دهید".

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط عفت ماهباز در پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387 و ساعت 7:28 |
 

عشق رابه دل